80 نقاشی پیکاسو در ابوظبی

نمایشگاه بزرگ آثار پابلو پیكاسو شامل بیش از 80 اثر از شاهكارهای این هنرمند شهیر در ابوظبی برپا شده است. این نمایشگاه فرصت گرانبهایی برای علاقه‌مندان فراهم آورده است تا بتوانند مرور كاملی بر دوره‌های فعالیت پیكاسو از سبك كلاسیك تا كوبیسم او داشته باشند.به همین مناسبت و با توجه به اهمیت جنبه‌های مختلف چنین نمایشگاهی، گزارشی از برپایی آن تهیه شده است كه در پی می‌آید


كشورهای حاشیه خلیج‌فارس به‌خصوص امارات متحده عربی در ظرف 30 سال گذشته توانسته‌اند به‌رشد و توسعه قابل قبولی در تجارت، خدمات بازرگانی، صنعت توریسم، صنعت آموزش و تولیدات رسانه‌ای دست یابند. با این حال هنوز از مرحله اجتماع‌انسانی به یك جامعه متمدن نرسیده‌اند. از این رو برنامه‌ریزان اقتصادی و اجتماعی این كشورها می‌دانند زمانی امر توسعه به‌طور پایدار و پویا می‌تواند ادامه یابد و مستقر شود كه با شركت مردم در امور فرهنگی و انجام برنامه‌های هنری، دارای نوعی همبستگی ذاتی شوند و به فعالیت‌های مدنی به دوران متمدن و جامعه‌شدن‌شان پا گذارند.

 

 

با این حال، برنامه‌ریزان كشورهای عربی براساس مبانی فكری و آیین‌های سنتی هر امیرنشینی نوعی ویژگی فرهنگی در آن قوم یافته‌اند و سعی می‌كنند برنامه‌های پیشرفت هر اجتماعی را بر مبنای قابلیت‌های نهفته آن گروه تنظیم و اجرا كنند. به این جهت است كه در دبی به‌خاطر سابقه تجاری توریستی، حراج كریستی و خرید و فروش آثار هنری محور فعالیت‌های فرهنگی- هنری می‌شود و در ابوظبی به‌خاطر احترام به سنن قدیمی و آشنایی و احترام مردمش به امر آموزش، نمایشگاه و كارگاه آموزشی و دانشگاه هنری در دستور كار مسئولان فرهنگی و هنری ابوظبی قرار می‌گیرد.

 

 

نمایشـــــگاه پیكاسوی ابوظبی، گران‌قیمت‌ترین نمایشگاه نقاشی سال در جهان لقب گرفت و كامل‌ترین مجموعه آثاری است كه از یك هنرمند تجسمی در كشورهای خارج از زادگاهش و یا فرانسه و انگلیس برپا شده است.

 

 

به‌لحاظ برنامه‌ریزی، چیدمان، هدفمند كردن بازدید، طراحی مسیر بازدید‌كنندگان، طراحی نور، امنیت، حفاظت و مراقبت از تابلوها، این نمایشگاه در رده‌بندی فدراسیون بین‌المللی نمایشگاه‌های هنرهای تجسمی رتبه عالی را در سال 2008 به‌دست آورده و هیچ رقیبی نیز نداشته است. چگونه ابوظبی توانسته ترتیب چنین نمایشگاهی را بدهد؟

 

 

صرف هزینه‌های گزاف نمی‌تواند تنها عامل جمع‌آوری بیش از 80 اثر پیكاسو در امیرنشینی كه حتی كشور هم نیست و كمتر از 30 سال قدمت حضور جهانی دارد، باشد، بلكه ترغیب مدیران هنری جهان به این نكته كه فضای فرهنگی جدیدی در ابوظبی در حال شكل‌گرفتن است و امكان تازه‌ای برای حضور فرهنگ و تمدن غرب در خاورمیانه ایجاد شده و شاید این فرصت تكرار نشدنی باشد، عاملی است تا مدیران فرهنگی فرانسه به نمایندگی اروپا در كمتر از یك سال مقدمات برگزاری نمایشگاه ابوظبی را فراهم كنند؛ آن‌هم با رویكرد آموزشی درك آثار مدرنی چون آثار كوبیسم پابلو پیكاسو.

 

 

سیر تحول پیكاسو

 

 

در بدو ورود به نمایشگاه كه در بهترین هتل امارات به‌لحاظ معماری و طراحی داخلی یعنی هتل پالاس ابوظبی برپا شده، 3 تابلوی خود‌چهره (سلف پرتره) پیكاسو، كاملاً هدفمند در كنار یكدیگر قرار گرفته‌اند و هر یك به دوره‌ای از فعالیت پیكاسو یعنی كلاسیك، سوررئال و كوبیسم مربوط می‌شوند.به گفته راهنمای كودكان در نمایشگاه كه به‌نظر می‌رسد ساده‌ترین و كامل‌ترین تعریف از سیر تحول نقاشی‌های پیكاسو است در مرحله اول، پیكاسو جهان را می‌بیند و خودش را همچون جهان پیرامونش می‌بیند، اما هیچ واكنشی نسبت به آن ندارد. مثل آئینه؛ البته آئینه پیكاسو خیلی هم صیقلی و شفاف و صاف نیست، اما هرچه هست طبق سنت كلاسیك آنچه دیده می‌شود، همان است كه بر روی بوم كشیده می‌شود.

 

 

پیكاسو بعداً جهان را می‌دید اما به‌جای آنكه همان كه می‌دید را بكشد، صبر می‌كرد به‌خواب برود و سپس خواب آنچه را كه دیده بود می‌كشید. بنابراین كارهای سوررئال پیكاسو مثل خواب دیدن از طبیعت است. حتی وقتی خودش را نقاشی می‌كند، تصویر خواب‌آلودش را كشیده (خنده بچه‌ها از دیدن تابلوی سوررئال پیكاسو). اما بعد، پیكاسو جهان و طبیعت را هضم می‌كرد و به‌جای آنكه طبیعت را همانگونه كه هست بكشد یا خوابش را ببیند، جزئی از جهان می‌شد و تمامی تصویری كه از طبیعت می‌دید، بخش‌هایی از وجود پیكاسو را شكل می‌دادند.

 

 

برای همین است كه در تابلوهای دوران كوبیسم پیكاسو، دست به جای پا و چشم به جای دهان است (راهنما روبه كودكان كرده می‌گوید) شبیه نقاشی خواهر و برادر كوچك‌تر شما نیست؟ (بچه‌ها با لبخند حرف او را تایید می‌كنند) و حالا راهنما با اطمینان به كودكانی از نژادها و ملیت‌های مختلف كه به بازدید نمایشگاه آمده‌اند، كاملاً جدی می‌گوید: «پس شما از پیكاسو بزرگترید.»با چنین روحیه آموزشی براساس ارتباط هنرمند با بازدید‌كنندگان و چیدمان آثار به‌طوری‌كه امكان تحلیل و بررسی و به‌خصوص استنباط فردی و استنتاج گروهی فراهم آورد، نمایشگاه بیشتر از آنكه فضای خشك و بی‌روح همچون یك موزه قدیمی باشد به فضایی شاداب و پرانرژی برای درك هنری بدل می‌شود تا در نهایت به پرورش استعداد خلاقانه بازدید‌كنندگان جوان و نوجوان كمك كرده و یا راهنمایی خاموش اما بخشنده برای استادان و محقق جدی آثار هنری قلمداد شود.

 

 

مشخصات نمایشگاه‌

 

 

6 گالری در این نمایشگاه به طراحی‌ها، نقاشی‌ها و آثار مجسمه‌های پیكاسو اختصاص یافته‌اند.

 

 

گالری شماره 1 شامل آثار مربوط به سال‌های  1909-1901 (دوره‌های آبی و صورتی) و پایه‌گذاری سبك كوبیسم است.

 

 

در گالری شماره 2، دو دسته آثار مربوط به سال‌های  1914-1910 به‌سبك كوبیسم و  1923-1915 سبك كلاسیسم به‌نمایش گذاشته شده‌اند. گالری شماره 3 نیز شاهد آثار سال‌های 1935-1924 سوررئالیسم و كالیگرافی‌های شاعرانه است.

 

 

گالری‌ شماره 4، آثار سال‌های  1939-1935 ‌ را دربردارد. آثار مربوط به سال‌های  1951-1939 پیكاسو یعنی نقاشی‌های جنگ درگالری شماره  5 قرار گرفته‌اند و بالاخره گالری شماره  6، نقاشی‌های عمده و شاهكارهای دیگر پیكاسو را كه مربوط به سال‌های  1972-1952 است، به تماشا گذاشته است.

 

 

تحلیل چند اثر برجسته 

 

 

جوانان فلوت‌نواز(1923): این تابلو از آن جهت حائز اهمیت است كه می‌توان در آن بارقه‌های درك حجمی پیكاسو از سطوح را دید. دركی كه درنهایت به كوبسیم پیكاسویی می‌انجامد. دستان و پاهای جوانان فلوت‌زن ظاهراً تناسبی با اندام آنها ندارد، اما مهم‌ترین نقاط تأكید در تابلو هستند. علت را فقط نباید در آناتومی جدید اندام جوانانی كه پیكاسو كشیده جست‌وجو كرد، بلكه تركیب غریب آبی زنگاری با زردهایی متمایل به خاكستری- آبی و نیز تضاد بین خطوط افقی دریا با خطوط عمودی ساحل چشم را به‌طور ناخودآگاه به سمت سه محور پاها، دست‌های جوانان فلوت‌نواز و جوان ایستاده معطوف می‌كند كه آنها نیز مانند خطوط دریا با خطوط عمودی پاها و بالاتنه در تضاد هستند و نقطه آرام‌بخش این اثر، همان ردیف لوله‌های فلوت است كه با ته‌مایه قرمزش كاملاً مشخص و مشهود، می‌شود، گویی تابلو صدا دارد.

 

 

طبیعت بیجان و پالت نقاشی (1932): برخلاف تابلوی قبلی اینجا با تنوع رنگی مواجه هستیم؛ تجربه پیكاسو برای ایجاد حس تعادل در تضاد كه تأثیر حسی حركت در فضا را در ذهن مخاطب القاء می‌كند. همین‌طور قاب‌بندی‌های مربع و مربع مستعطیل كه رنگ‌های یكدست سبز مغزپسته‌ای و قهوه‌ای و قهوه‌ای و سیاه آنها را پر كرده‌اند، سطوحی را ایجاد می‌كنند كه بیننده میوه‌های دایره‌ای و زرد‌رنگ، صورت و بدن سفید و لباس كار    آبی را كه منحنی شكل‌ هستند، بهتر ببیند. اما محل اصلی تابلو جایی است كه چهره و پیشانی نقاش محل تركیب رنگ‌های سبز و زرد و قهوه‌ای شده و درست متضاد با رنگ پالت آویزان به دیوار است. در این تابلو طنزی نیز دیده می‌شود و‌ آن، تضاد بین پالت تك‌رنگ بیكار و آویخته به میخ و سینی پر از میوه‌های الوان است كه در وسط تابلو قرار گرفته‌اند؛ گویی رنگ‌های اصلی روی میوه‌ها هستند تا روی پالت.

 

 

ژاكلین با دست‌های چلیپا (1954): كوبیسم می‌خواهد از دل سوررئالیسم بیرون بیاید. ژاكلین و دست‌هایش با ساده‌ترین خطوط  تیز و پررنگ تصویر شده‌اند. پاها با كفش‌ها درهم‌ آمیخته‌اند. این خطوط، راه راه زرد لباس است كه ژاكلین را از فضای سیاه و قرمز و آبی جدا كرده است. چگونه پیكاسو گیسوان مجعد و مواج ژاكلین را همچون جعبه‌های خاكستری و بی‌روح دیده است؟ كوبیسم متولد می‌شود.

 

 

بز (1950): پیكاسو دیگر آن نگاه هنرمندانه را یافته و برای تكامل‌بخشی‌اش هر موجود جاندار و بی‌جانی را كه می‌بیند دوباره از دید خودش آن را هضم كرده، اثر هنری جدیدی خلق می‌كند. مجسمه بز ساخته شده از برنز با خطوط فلزی تیز و فاصله‌دارش با افتادگی خطوط منحنی بدن روی پاهای قوی و محكم با پوزه، ریش، شاخ‌ها و گوش‌هایش كه در تعادلی وزنی با دم كار می‌كنند و تقارن سر در بالای بدن با پا در پایین بدن، بزی را می‌آفریند یگانه، زنده و البته كوبیسم.

 

 

استودیو در كالیفرنیا(1956): چه كسی به‌جز پیكاسو جرأت می‌كند در بهترین نقطه تابلو، بومی سفید بگذارد؟ دیوارهای خاكستری و سیاه، در چوبی، پنجره‌هایی كه نخل‌های كالیفرنیا را بی‌قرار نشان می‌دهند، تابلوهای نیمه‌تمام مانده روی زمین، مبلمانی كه معلوم نیست میز است یا صندلی، لوستری كه كیك است یا سفینه فضایی. گویی در كالیفرنیا خلاقیت خشك می‌شود و تابلوی روی بوم همیشه سفید می‌ماند. استودیو در كالیفرنیا نیاز پیكاسو را به دگرگونی درونی نشان می‌دهد. شاید راز جاودانگی پیكاسو فقط در درك زمان در نقاشی نیست، شاید تداوم ‌ او در تغییر باشد چرا كه پیكاسو بیشتر از هر چیزی لذت بردن از زندگی را دوست داشت، آن هم واقعی و هیجانی نه همچون در كالیفرنیا رویایی اما مصنوعی.

 

 

نقاش جوان(1972): این آخرین تابلوی پیكاسو در تضادی آشكار با اولین كارهای اوست. با دیدن نقاشی‌های پیكاسو از سال  1901 تا   1972 یعنی مشاهده 70سال خلاقیت مدام نقاشی بی‌مانند مثل پیكاسو این نتیجه به‌دست می‌آید كه پیكاسو مدام درتعریف كردن شخصی خود از جهان بیرون است. نگاه و ویژگی تفكر پیكاسو كه به‌جای تصویركردن ظاهر و واقعیت اشیاء، سعی وافر دارد درون و عمق آنها را تعریف كند باعث می‌شود كه پیكاسو دائماً بخواهد جهان پیرامونش را دوباره تعریف و آشنا كند. پیكاسو به‌واقع جهان را چگونه می‌دید؟

 

 

خبرنگار :  سهیلا نیاکان 25/6/1387

 


تبلیغ تستی








» رمز عبورم را فراموش کرده‌ام؟

» عضویت در سایت



فراخوان

شبكه طراحان گرافيك ايران



رمان پروانه سوخت،‌شمع گريست، رابطه دو زن با دو مرد

سايت اطلاع رساني و تصويري اولين تورهاي تخصصي گرافيك ايران، تصاوير مربوط به تورهاي عكاسي ماسوله و  عكاسي و نقاشي غار  كتله خور زنجان



IRIran Network